احکام میت از دیدگاه امام خمینی رضوان الله تعالی علیه

احكام محتضر

٥٣٣ – مسلمانى را كه محتضر است‏يعنى در حال جان دادن مى‏باشد، مرد باشد يا زن، بزرگ باشد يا كوچك، بايد به پشت بخوابانند به طورى كه كف پاهايش به طرف قبله باشد. و اگر خواباندن او كاملا به اين طور ممكن نيست، بنابر احتياط واجب تا اندازه‏اى كه ممكن است، بايد به اين دستور عمل كنند. و چنانچه خواباندن او به هيچ قسم ممكن نباشد به قصد احتياط او را رو به قبله بنشانند. و اگر آن هم نشود، باز به قصد احتياط او را به پهلوى راست‏يا به پهلوى چپ، رو به قبله بخوابانند.

٥٣٤ – احتياط واجب آن است كه تا وقتى او را از محل احتضار حركت نداده‏اند، رو به قبله باشد، و بعد از حركت دادن اين احتياط واجب نيست.

٥٣٥ – رو به قبله كردن محتضر بر هر مسلمان واجب است، و اجازه گرفتن از ولى او لازم نيست.

٥٣٦ – مستحب است ‏شهادتين و اقرار به دوازده امام عليهم السلام و ساير عقايد حقه را، به كسى كه در حال جان دادن است طورى تلقين كنند كه بفهمد. و نيز مستحب است چيزهايى را كه گفته شد، تا وقت مرگ تكرار كنند.

٥٣٧ – مستحب است اين دعاها را طورى به محتضر تلقين كنند كه بفهمد: “اللهم اغفر لى الكثير من معاصيك و اقبل منى اليسير من طاعتك يا من يقبل اليسير و يعفو عن الكثير اقبل منى اليسير و اعف عنى الكثير انك انت العفو الغفور اللهم ارحمنى فانك رحيم”.

٥٣٨ – مستحب است كسى را كه سخت جان مى‏دهد، اگر ناراحت نمى‏شود به جايى كه نماز مى‏خوانده ببرند.

٥٣٩ – مستحب است براى راحت‏شدن محتضر بر بالين او سوره مباركه “يس” و”الصافات” و ” احزاب” و “آية الكرسى” و آيه پنجاه و چهارم از سوره اعراف و سه آيه آخر سوره بقره، بلكه هر چه از قرآن ممكن است بخوانند.

٥٤٠ – تنها گذاشتن محتضر و گذاشتن چيز سنگين روى شكم او و بودن جنب و حائض نزد او و همچنين حرف زدن زياد، و گريه كردن و تنها گذاشتن زنها نزد او مكروه است.

احكام بعد از مرگ

٥٤١ – بعد از مرگ مستحب است دهان ميت را، هم بگذارند كه باز نماند و چشمها و چانه ميت را ببندند و دست و پاى او را دراز كنند و پارچه‏اى روى او بيندازند و اگر شب مرده است، در جايى كه مرده، چراغ روشن كنند، و براى تشييع جنازه او مؤمنين را خبر كنند. و در دفن او عجله نمايند، ولى اگر يقين به مردن او ندارند، بايد صبر كنند تا معلوم شود و نيز اگر يت‏حامله باشد و بچه در شكم او زنده باشد بايد به قدرى دفن را عقب بيندازند، كه پهلوى چپ او را بشكافند و طفل را بيرون آورند و پهلو را بدوزند.

احكام غسل و كفن و نماز و دفن ميت

٥٤٢ – غسل و كفن و نماز و دفن مسلمان دوازده امامى، بر هر مكلفى واجب است. و اگر بعضى انجام دهند، از ديگران ساقط مى‏شود. و چنانچه هيچ كس انجام ندهد همه معصيت كرده‏اند. و بنابر احتياط واجب حكم مسلمانى هم كه دوازده امامى نيست، همين طور است.

٥٤٣ – اگر كسى مشغول كارهاى ميت‏شود، بر ديگران واجب نيست اقدام نمايند. ولى اگر او عمل را نيمه كاره بگذارد، بايد ديگران تمام كنند.

٥٤٤ – اگر انسان يقين كند كه ديگرى مشغول كارهاى ميت‏شده، واجب نيست به‏كارهاى ميت اقدام كند. ولى اگر شك يا گمان دارد، بايد اقدام نمايد.

٥٤٥ – اگر كسى بداند غسل يا كفن يا نماز يا دفن ميت را باطل انجام داده‏اند،بايد دوباره انجام دهد. ولى اگر گمان دارد كه باطل بوده يا شك دارد كه درست بوده يا نه، لازم نيست اقدام نمايد.

٥٤٦ – براى غسل و كفن و نماز و دفن ميت، بايد از ولى او اجازه بگيرند.

٥٤٧ – ولى زن كه در غسل و كفن و دفن او دخالت مى‏كند شوهر اوست، و بعد ازاو، مردهايى كه از ميت ارث مى‏برند مقدم بر زنهاى ايشانند، و هر كدام كه در ارث بردن مقدم هستند در اين امر نيز مقدمند.

٥٤٨ – اگر كسى بگويد من وصى يا ولى ميتم يا ولى ميت به من اجازه داده كه غسل و كفن و دفن ميت را انجام دهم، چنانچه ديگرى نمى‏گويد من ولى يا وصى ميتم يا ولى ميت به من اجازه داده است، انجام كارهاى ميت با اوست.

٥٤٩ – اگر ميت براى غسل و كفن و دفن و نماز خود غير از ولى، كس ديگرى را معين كند، احتياط واجب آن است كه ولى و آن كس هر دو اجازه بدهند، و لازم نيست كسى كه ميت، او را براى انجام اين كارها معين كرده، اين وصيت را قبول كند ولى اگر قبول كرد، بايد به آن عمل نمايد.

احكام غسل ميت


٥٥٠ – واجب است ميت را سه غسل بدهند: اول: به آبى كه با سدر مخلوط باشد.دوم: به آبى كه با كافور مخلوط باشد. سوم: با آب خالص.

٥٥١ – سدر و كافور بايد به اندازه‏اى زياد نباشد كه آب را مضاف كند و به‏اندازه‏اى هم كم نباشد كه نگويند سدر و كافور با آب مخلوط شده است.

٥٥٢ – اگر سدر و كافور به اندازه‏اى كه لازم است پيدا نشود، بنابر احتياط واجب بايد مقدارى كه به آن دسترسى دارند، در آب بريزند.

٥٥٣ – كسى كه براى حج احرام بسته است، اگر پيش از تمام كردن سعى بين صفا و مروه بميرد، نبايد او را با آب كافور غسل دهند و به جاى آن بايد با آب خالص غسلش بدهند، و همچنين اگر در احرام عمره پيش از كوتاه كردن مو،بميرد.

٥٥٤ – اگر سدر و كافور يا يكى از اينها پيدا نشود يا استعمال آن جايز نباشد،مثل آن كه غصبى باشد، بايد بجاى هر كدام كه ممكن نيست، ميت را با آب خالص غسل بدهند.

٥٥٥ – كسى كه ميت را غسل مى‏دهد بايد مسلمان دوازده امامى و عاقل باشد و مسايل غسل را هم بداند، و بنابر احتياط واجب بالغ باشد.

٥٥٦ – كسى كه ميت را غسل مى‏دهد، بايد قصد قربت داشته باشد، يعنى غسل را براى انجام فرمان خداوند عالم بجا آورد. و اگر به همين نيت تا آخر غسل سوم باقى باشد، كافى است و تجديد لازم نيست.

٥٥٧ – غسل بچه مسلمان اگر چه از زنا باشد، واجب است. و غسل و كفن و دفن كافر و اولاد او جايز نيست. و كسى كه از بچگى ديوانه بوده و به حال ديوانگى بالغ شده چنانچه پدر و مادر او يا يكى از آنان مسلمان باشند، بايد اورا غسل داد و اگر هيچ كدام آنان مسلمان نباشند، غسل دادن او جايز نيست.

٥٥٨ – بچه سقط شده را اگر چهار ماه يا بيشتر دارد، بايد غسل بدهند، و اگر چهار ماه ندارد، بايد در پارچه‏اى بپيچند و بدون غسل دفن كنند.

٥٥٩ – اگر مرد زن را، و زن مرد را غسل بدهد، باطل است. ولى زن مى‏تواند شوهر خود را غسل دهد و شوهر هم مى‏تواند زن خود را غسل دهد، اگر چه احتياط مستحب آن است كه زن شوهر خود، و شوهر زن خود را غسل ندهد.

٥٦٠ – مرد مى‏تواند دختر بچه‏اى را كه سن او از سه سال بيشتر نيست، غسل دهد. زن هم مى‏تواند پسر بچه‏اى را كه سه سال بيشتر ندارد، غسل دهد.

٥٦١ – اگر براى غسل دادن ميتى كه مرد است مرد پيدا نشود، زنانى كه با او نسبت دارند و محرمند مثل مادر و خواهر و عمه و خاله، يا به واسطه شير خوردن با او محرم شده‏اند، مى‏توانند غسلش بدهند. و نيز اگر براى غسل ميت زن، زن ديگرى نباشد، مردهايى كه با او نسبت دارند و محرمند، يا به واسطه شير خوردن با او محرم شده‏اند، مى‏توانند از زير لباس او را غسل دهند.

٥٦٢ – اگر ميت و كسى كه او را غسل مى‏دهد، هر دو مرد يا هر دو زن باشند، جايز است كه غير از عورت، جاهاى ديگر ميت برهنه باشد، و همين طور اگر محرم باشند.

٥٦٣ – نگاه كردن به عورت ميت‏حرام است، و كسى كه او را غسل مى‏دهد اگر نگاه كند معصيت كرده، ولى غسل باطل نمى‏شود.

٥٦٤ – اگر جايى از بدن ميت نجس باشد، بايد پيش از آنكه آنجا را غسل بدهند، آب بكشند. و احتياط مستحب آن است كه تمام بدن ميت، پيش از شروع به غسل پاك باشد.

٥٦٥ – غسل ميت مثل غسل جنابت است و احتياط واجب آن است كه تا غسل ترتيبى ممكن است، ميت را غسل ارتماسى ندهند. و احتياط مستحب آن است كه در غسل ترتيبى هر يك از سه قسمت بدن را در آب فرو نبرند بلكه آب را روى آن بريزند.

٥٦٦ – كسى را كه در حال حيض يا در حال جنابت مرده، لازم نيست غسل حيض يا غسل جنابت بدهند، بلكه همان غسل ميت براى او كافى است.

٥٦٧ – جايز نيست كه براى غسل دادن ميت مزد بگيرند، ولى مزد گرفتن براى كارهاى مقدماتى غسل حرام نيست.

٥٦٨ – اگر آب پيدا نشود، يا استعمال آن مانعى داشته باشد، بايد عوض هر غسل، ميت را يك تيمم بدهند.

٥٦٩ – كسى كه ميت را تيمم مى‏دهد، مى‏تواند در صورت امكان دست ميت را به زمين بزند و به صورت و پشت دستهايش بكشد. و اگر به اين صورت ممكن باشد، لازم نيست به دست زنده هم او را تيمم داد، اگر چه احتياط استحبابى جمع است.

احكام كفن ميت


٥٧٠ – ميت مسلمان را بايد با سه پارچه كه آنها را لنگ و پيراهن و سرتاسرى مى‏گويند، كفن نمايند.

٥٧١ – لنگ بايد از ناف تا زانو، اطراف بدن را بپوشاند، و بهتر آن است كه از سينه تا روى پا برسد. و بنابر احتياط واجب پيراهن بايد از سر شانه تا نصف ساق پا تمام بدن را بپوشاند، و درازاى سرتاسرى بايد به‏قدرى باشد كه بستن دو سر آن ممكن باشد، و پهناى آن بايد به اندازه‏اى باشد كه يك طرف آن روى طرف ديگر بيايد.

٥٧٢ – مقدارى از لنگ، كه از ناف تا زانو را مى‏پوشاند و مقدارى از پيراهن كه از شانه تا نصف ساق را مى‏پوشاند، مقدار واجب كفن است. و آنچه بيشتر از اين مقدار در مساله قبل گفته شد، مقدار مستحب كفن مى‏باشد.

٥٧٣ – اگر ورثه بالغ باشند و اجازه دهند كه بيشتر از مقدار واجب كفن را،كه در مساله قبل گفته شد از سهم آنان بردارند، اشكال ندارد. و احتياط واجب آن است كه بيشتر از مقدار واجب كفن و همچنين مقدارى را كه احتياطا لازم است، از سهم وارثى كه بالغ نشده، برندارند.

٥٧٤ – اگر كسى وصيت كرده باشد كه مقدار مستحب كفن را كه در دو مساله قبل گفته شد، از ثلث مال او بردارند، يا وصيت كرده باشد ثلث مال را به مصرف خود او برسانند، ولى مصرف آن را معين نكرده باشد، يا فقط مصرف مقدارى از آن را معين كرده باشد، مى‏توانند مقدار مستحب كفن را از ثلث مال او بردارند.

٥٧٥ – اگر ميت وصيت نكرده باشد كه كفن را از ثلث مال او بردارند، مى‏توانند به طور متعارف كه لايق شان ميت مى‏باشد، كفن و چيزهاى ديگرى را كه از واجبات دفن است از اصل مال بردارند.

٥٧٦ – كفن زن بر شوهر است، اگر چه زن از خود مال داشته باشد. و همچنين اگر زن را به شرحى كه در كتاب طلاق گفته مى‏شود، طلاق رجعى بدهند و پيش از تمام شدن عده بميرد، شوهرش بايد كفن او را بدهد. و چنانچه شوهر بالغ نباشد يا ديوانه باشد، ولى شوهر بايد از مال او كفن زن را بدهد.

٥٧٧ – كفن ميت بر خويشان او واجب نيست، اگر چه مخارج او در حال زندگى برآنان واجب باشد.

٥٧٨ – احتياط واجب آن است كه هر يك از سه پارچه كفن به قدرى نازك نباشد كه بدن ميت از زير آن پيدا باشد.

٥٧٩ – كفن كردن با چيز غصبى، اگر چيز ديگرى هم پيدا نشود، جايز نيست. و چنانچه كفن ميت غصبى باشد و صاحب آن راضى نباشد، بايد از تنش بيرون آورند، اگر چه او را دفن كرده باشند. و همچنين جايز نيست با پوست مردار او را كفن كنند.

٥٨٠ – كفن كردن ميت با چيز نجس و با پارچه ابريشمى خالص جايز نيست،ولى در حال ناچارى اشكال ندارد. و احتياط واجب آن است كه با پارچه طلاباف هم ميت را كفن نكنند، مگر در حال ناچارى.

٥٨١ – كفن كردن با پارچه‏اى كه از پشم يا موى حيوان حرام گوشت تهيه شده، در حال اختيار جايز نيست. ولى اگر پوست‏حيوان حلال گوشت را طورى درست كنند كه به آن جامه گفته شود، مى‏شود با آن ميت را كفن كنند. و همچنين اگر كفن از مو و پشم حيوان حلال گوشت باشد اشكال ندارد، اگر چه احتياط مستحب آن است كه بااين دو هم كفن ننمايند.

٥٨٢ – اگر كفن ميت به نجاست‏خود او، يا به نجاست ديگرى نجس شود، چنانچه كفن ضايع نمى‏شود، بايد مقدار نجس را بشويند يا ببرند. ولى اگر در قبر گذاشته باشند، بهتر است كه ببرند. بلكه اگر بيرون آوردن ميت اهانت به او باشد،بريدن واجب مى‏شود. و اگر شستن يا بريدن آن ممكن نيست، در صورتى كه عوض كردن آن ممكن باشد، بايد عوض نمايند.

٥٨٣ – كسى كه براى حج‏يا عمره احرام بسته، اگر بميرد بايد مثل ديگران كفن شود،و پوشاندن سر و صورتش اشكال ندارد.

٥٨٤ – مستحب است انسان در حال سلامتى، كفن و سدر و كافور خود را تهيه كند.

احكام حنوط


٥٨٥ – بعد از غسل واجب است ميت را حنوط كنند، يعنى به پيشانى و كف دستها و سر زانوها و سر دو انگشت بزرگ پاهاى او كافور بمالند. و مستحب است به سر بينى ميت هم كافور بمالند، و بايد كافور ساييده و تازه باشد. و اگر به واسطه كهنه بودن، عطر او از بين رفته باشد، كافى نيست.

٥٨٦ – در حنوط ميت، مراعات ترتيب بين اعضاى سجود لازم نيست. اگر چه مستحب است اول كافور را به پيشانى ميت بمالند.

٥٨٧ – بهتر آن است كه ميت را پيش از كفن كردن، حنوط نمايند. اگر چه در بين كفن كردن و بعد از آن هم، مانعى ندارد.

٥٨٨ – كسى كه براى حج احرام بسته است، اگر پيش از تمام كردن سعى بين صفا و مروه بميرد، حنوط كردن او جايز نيست. و نيز اگر در احرام عمره پيش ازآنكه موى خود را كوتاه كند بميرد، نبايد او را حنوط كنند.

٥٨٩ – زنى كه شوهر او مرده و هنوز عده‏اش تمام نشده، اگر چه حرام است‏خود را خوشبو كند، ولى چنانچه بميرد، حنوط او واجب است.

٥٩٠ – مكروه است ميت را با مشك و عنبر و عود و عطرهاى ديگر خوشبو كنند،يا براى حنوط اينها را با كافور مخلوط نمايند.

٥٩١ – مستحب است، قدرى تربت‏حضرت سيدالشهدا عليه‏السلام با كافور مخلوط كنند. ولى بايد از آن كافور به جاهايى كه بى‏احترامى مى‏شود، نرسانند. و نيز بايد تربت به قدرى زياد نباشد، كه وقتى با كافور مخلوط شد آن را كافور نگويند.

٥٩٢ – اگر كافور به اندازه غسل و حنوط نباشد، بنابر احتياط واجب غسل را مقدم دارند. و اگر براى هفت عضو نرسد، بنابر احتياط واجب پيشانى را مقدم دارند.

٥٩٣ – مستحب است دو چوب تر و تازه در قبر همراه ميت بگذارند.

احكام نماز ميت

٥٩٤ – نماز خواندن بر ميت مسلمان، اگر چه بچه باشد، واجب است. ولى بايد پدر و مادر آن بچه يا يكى از آنان مسلمان باشند و شش سال بچه تمام شده باشد.

٥٩٥ – نماز ميت بايد بعد از غسل و حنوط و كفن كردن او خوانده شود. و اگرپيش از اينها يا در بين اينها بخوانند، اگر چه از روى فراموشى يا ندانستن مساله باشد، كافى نيست.

٥٩٦ – كسى كه مى‏خواهد نماز ميت بخواند، لازم نيست با وضو يا غسل يا تيمم باشدو بدن و لباسش پاك باشد. و اگر لباس او غصبى هم باشد، اشكال ندارد. اگر چه احتياط مستحب آن است كه تمام چيزهايى را كه در نمازهاى ديگر لازم است رعايت كند.

٥٩٧ – كسى كه به ميت نماز مى‏خواند، بايد رو به قبله باشد و نيز واجب است ميت را مقابل او به پشت بخوابانند، به طورى كه سر او به طرف راست نمازگزار و پاى او بطرف چپ نمازگزار باشد.

٥٩٨ – مكان نمازگزار بايد از جاى ميت پست‏يا بلندتر نباشد. ولى پستى و بلندى مختصر اشكال ندارد.

٥٩٩ – نمازگزار بايد از ميت دور نباشد. ولى كسى كه نماز ميت را به جماعت مى‏خواند، اگر از ميت دور باشد، چنانچه صفها به يكديگر متصل باشد، اشكال ندارد.

٦٠٠ – نمازگزار بايد مقابل ميت بايستد. ولى اگر نماز به جماعت‏خوانده شود و صف جماعت از دو طرف ميت بگذرد، نماز كسانى كه مقابل ميت نيستند، اشكال ندارد.

٦٠١ – بين ميت و نمازگزار بايد پرده و ديوار يا چيزى مانند اينها نباشد ولى اگر ميت در تابوت و مانند آن باشد، اشكال ندارد.

٦٠٢ – در وقت‏خواندن نماز، بايد عورت ميت پوشيده باشد و اگر كفن كردن او ممكن نيست، بايد عورتش را اگر چه با تخته و آجر و مانند اينها باشد بپوشانند.

٦٠٣ – نماز ميت را بايد ايستاده و با قصد قربت بخواند. و در موقع نيت، ميت را معين كند، مثلا نيت كند نماز مى‏خوانم بر اين ميت قربة الى الله.

٦٠٤ – اگر كسى نباشد كه بتواند نماز ميت را ايستاده بخواند، مى‏شود نشسته بر او نماز خواند.

٦٠٥ – اگر ميت وصيت كرده باشد كه شخص معينى بر او نماز بخواند، احتياط واجب آن است كه آن شخص از ولى ميت اجازه بگيرد و بر ولى هم بنابر احتياط واجب، واجب است كه اجازه بدهد.

٦٠٦ – مكروه است بر ميت چند مرتبه نماز بخوانند، ولى اگر ميت اهل علم و تقوى باشد مكروه نيست.

٦٠٧ – اگر ميت را عمدا يا از روى فراموشى يا به جهت عذرى بدون نماز دفن كنند،يا بعد از دفن معلوم شود، نمازى كه بر او خوانده شده باطل بوده است، تا وقتى جسد او از هم نپاشيده، واجب است با شرطهايى كه براى نماز ميت گفته شد به قبرش نماز بخوانند.

٦٠٨ – نماز ميت پنج تكبير دارد و اگر نماز گزار پنج تكبير به اين ترتيب بگويد كافى است: بعد از نيت و گفتن تكبير اول بگويد: “اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله”. و بعد از تكبير دوم بگويد: “اللهم صل على محمد و آل محمد”. و بعد از تكبير سوم بگويد: “اللهم اغفر للمؤمنين و المؤمنات”. و بعد از تكبير چهارم اگر ميت مرد است بگويد: “اللهم اغفر لهذا الميت” و اگر زن است بگويد: “اللهم اغفر لهذه الميت” و بعد تكبير پنجم را بگويد. و بهتر است بعد از تكبير اول بگويد: “اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله ارسله بالحق بشيرا و نذيرا بين يدى الساعة”. و بعد از تكبير دوم بگويد: “اللهم صل على محمد و آل محمد و بارك على محمد و آل محمد و ارحم محمدا و آل محمد كافضل ما صليت و باركت و ترحمت و المرسلين و الشهداء و الصديقين و جميع عباد الله الصالحين”. و بعد از تكبير سوم بگويد: “اللهم اغفر للمؤمنين و المؤمنات و المسلمين و المسلمات الاحياء منهم و الاموات تابع بيننا و بينهم بالخيرات انك مجيب الدعوات انك على كل شى‏ء قدير”. و بعد از تكبير چهارم اگر ميت مرد است بگويد: “اللهم ان هذا عبدك و ابن عبدك و ابن امتك نزل بك و انت‏خير منزول به اللهم انا لا نعلم منه الا خيرا و انت اعلم به منا اللهم ان كان محسنا فزد فى احسانه و ان كان مسيئا فتجاوز عنه و اغفر له اللهم اجعله عندك فى اعلى عليين و اخلف على اهله فى الغابرين و ارحمه برحمتك يا ارحم الراحمين”. و بعد تكبير پنجم را بگويد. ولى اگر ميت زن است بعد از تكبير چهارم بگويد: “اللهم ان هذه امتك و ابنة عبدك و ابنة امتك نزلت بك و انت‏خير منزول به اللهم انا لا نعلم منها الا خيرا و انت اعلم بها منا اللهم ان كانت محسنة فزد فى احسانها و ان كانت مسيئة فتجاوز عنها و اغفر لها اللهم اجعلها عندك فى اعلى عليين و اخلف على اهلها فى الغابرين و ارحمها برحمتك يا ارحم الراحمين”.

٦٠٩ – بايد تكبيرها و دعاها را طورى پشت‏سر هم بخواند كه نماز از صورت خود خارج نشود.

٦١٠ – كسى كه نماز ميت را به جماعت مى‏خواند، بايد تكبيرها و دعاهاى آن را هم بخواند.

مستحبات نماز ميت


٦١١ – چند چيز در نماز ميت مستحب است: اول: كسى كه نماز ميت مى‏خواند با وضو يا غسل يا تيمم باشد. و احتياط مستحب آن است در صورتى تيمم كند كه وضو و غسل ممكن نباشد، يا بترسد كه اگر وضو بگيرد يا غسل كند به نماز ميت نرسد. دوم: اگر ميت مرد است امام جماعت‏يا كسى كه فرادى به او نماز مى‏خواند مقابل وسط قامت او بايستد، و اگر ميت زن است مقابل سينه‏اش بايستد. سوم: پابرهنه نماز بخواند. چهارم: در هر تكبير دستها را بلند كند. پنجم: فاصله او با ميت به قدرى كم باشد كه اگر باد لباسش را حركت دهد به جنازه برسد. ششم: نماز ميت را به جماعت بخواند. هفتم: امام جماعت تكبير و دعاها را بلند بخواند و كسانى كه با او نماز مى‏خوانند، آهسته بخوانند. هشتم: در جماعت اگر چه ماموم يك نفر باشد، عقب امام بايستد. نهم نمازگزار به ميت و مؤمنين زياد دعا كند. دهم:پيش از نماز سه مرتبه بگويد: الصلاه. يازدهم: نماز را در جايى بخوانند كه مردم براى نماز ميت بيشتر به آنجا مى‏روند. دوازدهم: زن حائض اگر نماز ميت را به جماعت مى‏خواند، در صفى تنها بايستد.

٦١٢ – خواندن نماز ميت در مساجد مكروه است ولى در مسجد الحرام مكروه نيست.

احكام كفن

٦١٣ – واجب است ميت را طورى در زمين دفن كنند كه بوى او بيرون نيايد و درندگان هم نتوانند بدنش را بيرون آورند. و در صورتى كه ترس درنده و نزديك شدن انسانى كه از بوى ميت اذيت‏شود در بين نباشد، اقوى كفايت تنها عنوان دفن در زمين است، اگر چه احتياط مستحب آن است كه گودى قبر به همان اندازه مذكور در بالا باشد. و اگر ترس آن باشد كه جانور، بدن او را بيرون آورد،بايد قبر را با آجر و مانند آن محكم كنند.

٦١٤ – اگر دفن ميت در زمين ممكن نباشد، مى‏توانند به جاى دفن او را در بنايا تابوت بگذارند.

٦١٥ – ميت را بايد در قبر به پهلوى راست طورى بخوابانند كه جلوى بدن او رو به قبله باشد.

٦١٦ – اگر كسى در كشتى بميرد، چنانچه جسد او فاسد نمى‏شود و بودن او در كشتى مانعى ندارد، بايد صبر كنند تا به خشكى برسند و او را در زمين دفن كنند، و گرنه بايد در كشتى غسلش بدهند و حنوط و كفن كنند و پس از خواندن نماز ميت چيز سنگينى به پايش ببندند و به دريا بيندازند، يا او را در خمره بگذارند و درش را ببندند و به دريا بيندازند. و اگر ممكن است بايد او را در جايى بيندازند كه فورا طعمه حيوانات نشود.

٦١٧ – اگر بترسند كه دشمن قبر ميت را بشكافد و بدن او را بيرون آورد و گوش يا بينى يا اعضاى ديگر او را ببرد، چنانچه ممكن باشد بايد به طورى كه در مساله پيش گفته شد، او را به دريا بيندازند.

٦١٨ – مخارج انداختن در دريا و مخارج محكم كردن قبر ميت را در صورتى كه لازم باشد بايد از اصل مال ميت بردارند.

٦١٩ – اگر زن كافره بميرد و بچه در شكم او مرده باشد، چنانچه پدر بچه مسلمان باشد، بايد زن را در قبر به پهلوى چپ پشت به قبله بخوابانند كه روى بچه به طرف قبله باشد. بلكه اگر هنوز روح هم به بدن او داخل نشده باشد، بنابر احتياط واجب بايد به همين دستور عمل كنند.

٦٢٠ – دفن مسلمان در قبرستان كفار و دفن كافر در قبرستان مسلمانان جايز نيست.

٦٢١ – دفن مسلمان در جايى كه بى‏احترامى به او باشد، مانند جايى كه خاكروبه و كثافت مى‏ريزند، جايز نيست.

٦٢٢ – ميت را نبايد در جاى غصبى دفن كنند، و دفن كردن در جايى كه براى غير دفن كردن وقف شده و در مسجد اگر ضرر به مسلمانان باشد يا مزاحم نمازشان باشد جايز نيست، بلكه اقوى آن است كه اصلا در مسجد دفن نكنند. و در زمينى كه مثل مسجد براى غير دفن كردن وقف شده، جايز نيست.

٦٢٣ – دفن ميت در قبر مرده ديگر، اگر موجب نبش شود، جايز نيست.

٦٢٤ – چيزى كه از ميت جدا مى‏شود، اگر چه مو و ناخن و دندانش باشد، بايدبا او دفن شود. و اگر موجب نبش شود، احتياط آن است كه جدا دفن شود. و دفن ناخن و دندانى كه در حال زندگى از انسان جدا مى‏شود، مستحب است.

٦٢٥ – اگر كسى در چاه بميرد و بيرون آوردنش ممكن نباشد، بايد در چاه را ببندند و همان چاه را قبر او قرار دهند. و در صورتى كه چاه، مال غير باشد،بايد به نحوى او را راضى كنند.

٦٢٦ – اگر بچه در رحم مادر بميرد و ماندنش در رحم براى مادر خطر داشته باشد،بايد به آسانترين راه او را بيرون آورند. و چنانچه ناچار شوند كه او را قطعه قطعه كنند، اشكال ندارد. ولى بايد به وسيله شوهرش اگر اهل فن است‏يا زنى كه اهل‏فن باشد او را بيرون بياورند. و اگر ممكن نيست، مرد محرمى كه اهل فن باشد. و اگرآن هم ممكن نشود، مرد نامحرمى كه اهل فن باشد بچه را بيرون بياورد. و در صورتى كه آن هم پيدا نشود، كسى كه اهل فن نباشد مى‏تواند بچه را بيرون آورد.

٦٢٧ – هرگاه مادر بميرد و بچه در شكمش زنده باشد، اگر چه اميد زنده ماندن طفل را نداشته باشند، بايد به وسيله كسانى كه در مساله پيش گفته شد ازهر طرفى كه بچه سالم بيرون مى‏آيد، بچه را بيرون آورند و دوباره بدوزند. ولى اگر بين پهلوى چپ و راست در سالم بودن بچه فرقى نباشد، احتياط واجب آن است كه از پهلوى چپ بيرون آورند.